قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1257
تاريخ الفي ( فارسى )
و نيكويى كرده و من در ايّام حيات او به واسطهء آنكه در عهد و ميثاق شما درآمده بودم نصرت او نتوانستم كرد . اكنون نخواستم كه بىآنكه مكافات نيكوييهاى او كنم از دنيا بيرون روم و در اين محل به هيچ وجه مكافات او ممكن نبود ، الّا آنكه زبان به ستايش او بگشايم . و اللّه يا امير المؤمنين ، كه تو ما را خويشاوندترى از وى و با من نيكوتر و بر همان مقدار تو را نيز شكر مىكنم . ابو العباس را اين سخنان خوش آمد و گفت : كسى چون تو را نگاه بايد داشت . پس فرمود سى هزار درم به فراس بن جعده دادند . مروان را « حمار » و « جعدى » گفتندى . امّا حمار به واسطهء آن مىگفتند كه عرب سر هر صد سال را « حمار » گويد . « 1 » و جعدى از آن مىگفتند كه وى شاگرد جعد بن درهم بود و مذهب او داشت ، و اعتقاد جعد قريب به معتزله بود و قرآن را مخلوق مىدانست . در ملوك بنى اميّه مروان به جزم و شجاعت مشهور بود ، امّا چون اقبال مساعدت نكرد نه جزم مفيد افتاد و نه شجاعت . از سخنان اوست كه : هرگاه مدّت منتهى شد ، عدّت هيچ نفع نمىرساند . * * * [ قتل هفتاد تن از بنى اميه و نبش قبر معاويه ] و از جمله وقايع اين سال ، قتل هفتاد تن از بنى اميّه در مجلس ابو العباس و نبش قبر معاوية بن ابى سفيان و يزيد و ساير اولاد و اخوان ايشان بود . تفصيل اين مجمل آنكه روزى شبل بن عبد اللّه ، كه از موالى بنى هاشم بود ، به مجلس ابو العباس سفّاح درآمد . ديد كه هفتاد تن از بنى اميّه بر مائدهء او به كمال عزّت نشستهاند . شبل چون ايشان را ديد خشمناك شده شعرى برخواند « 2 » كه مشتمل بود بر انتقال ملك از مروانيان به عباسيان و بر ظلم بنى اميّه بر امام حسين و اولاد آن حضرت ؛ به نوعى كه ابو العباس و ساير بنى هاشم ، كه در آنجا بودند ، بسيار بگريستند و نيز در آن شعر اشعار بود به آنكه از بنى اميّه انتقام بايد كشيد و گذاشتن ايشان از حزم دور است . القصّه ، از استماع آن ابيات چنان غضب بر ابو العباس استيلا يافت كه فى الحال فرمود كه به
--> ( 1 ) . فسايى گويد : « عرب سر هر صد ساله را حمار گويد و اوّل سلطنت معاويه را از سال بيست و هشتم هجرى شمردهاند كه واليان بلاد اعتنايى به احكام خليفهء سوم نداشتند ، خصوصا معاويه كه به مقتضاى وقت و صلاح خود ، امر سلطنت را مىگذرانيد و اوّل سلطنت مروان سال صد و بيست و هفت [ هجرى ] بود . » ؛ - فارسنامهء ناصرى ، ج 1 ، ص 198 ؛ همچنين ؛ - كتاب حاضر ، ص 2 ، پابرگ 1 . ( 2 ) . مبرّد در الكامل نسبت اشعار مورد نظر را به مطلع : أصبح الملك ثابت الاساس * بالبها ليل من بنى العباس به همين شبل مولاى بنى هاشم مىدهد و ابن اثير شش بيت از آنها را آورده است ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 430 ؛ ولى به تصريح صاحب الأغانى ( ج 4 ، ص 344 ) اين اشعار از سديف ( وفات 146 ه ) مىباشد .